سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران
مجله هاست ایران

از دانش تا هنر
 

مقدمه

دراین اثرخلاصه ی بسیار مختصر و مفید از مقاله ژن خدا ارائه شده است. وسپس انتقادات وارد  برآن بررسی شده است.

دراین مقاله هرگز درباره موضوع وجود خداوند اظهار  نظر فلسفی  نشده است؛بلکه  تنها درباره وجود ژن اختصاصی برای خداوند از منظر علم زیست شناسی بحث کرده ایم. آن هم  به دور از زبان دشوار و  مبهم.

این مقاله راجع به ژنی است که متخصصان ژنتیک نام علمی VMAT2   را به آن داده اند که  بطور اختصاری حروف اول عبارت طولانی   2  Vesicular monoamine transporter میباشد  و یکی از مهندسان ژنتیک بنام آقای

Dean   Hamer  به دلخواه خود و از روی سلیقه، نام جنجالی "ژن خدا "را روی آن گذاشته است.

مقاله ژن خدا

دکتر دین هامر در کتاب خود با نام The God Gene یا ژن خدا که در سال 2004 منتشر شد مدعی گردید که ایمان مذهبی منشا ژنتیکی دارد.در همه جوامع پیروان مذهبی دیده می شوند و حتی ده ها سال حاکمیت کمونیسم در برخی کشور ها نتوانست مانع اجرای مراسم مذهبی و گرایش مردم به دین و ایمان در فرقه های مختلف گردد زیرا این یک نیاز درونی است که البته ژن خاصی مسئول آن نیست و مجموعه ای از ژنها این نیاز را در انسان ها ایجاد می کنند ولی با این تفاوت که در برخی این ژن ها فعال ترند پس مومن تر هستند و در برخی این ژن ها کمتر فعال شده اند بنابر این یا گرایشات مذهبی ضعیفی دارند و یا کلا  بی مذهب هستند.

این عامل با نام vesicular monoamine transporter 2 (VMAT2 در واقع پروتئینی است که توسط ژن SLC18A2 رمز شده است و پروتئین غشاء سلولی است و انتقال دهنده عصبی است از خانواده مونو آمیناز ها که انتقال دهنده های عصبی چون دوپامین، نورو اپی نفرین، سروتونین و هیستامین را از سیستوزول سلولی به وزیکول های عصبی منتقل می کند.

در  این مطالعه او بر روی بیش از 1000 نفر مرد و زن تستی 240 سئوالی در مورد شخصیت را انجام داد.در ابتدا او نتایج مطالعات را برای دسته بندی افراد در گروه های مختلف مذهبی و غیر مذهبی انجام داد. سپس او به بررسی ارتباط ژن ها با ایمان مذهبی افراد پرداخت تا بررسی کند آیا هیچ ارتباطی بین این اعتقادات و ژن خاصی وجود دارد یا نه؟! انتخاب ژن بین 35000 ژن انسانی با 3 میلیارد نوکلئوتید باز هسته ای برای مطالعه کار دشواری بود. او مجبور بود دامنه ژن ها را کمتر کند بنابر این بر روی 9 ژن خاص که مشخص شده بود نقش اساسی را در تولید گیرنده های شیمیایی مغز و بخصوص مونو آمینازها داشتند، متمرکز شود. این مواد شامل سروتونین، نورو اپی نفرین و دوپامین ها که نقش مهمی در عملکرد مود و شخصیت و رفتار دارند می باشند.یک موتاسیون در ژن VMAT2 دیده می شد و یک رابطه مهم بین این ژن و آنچه در فرم پرسشنامه داوطلبین اخذ شده بود وجود داشت.
نکته مهم در این یافته این بود که جایگزینی یک موتاسیون سیتوزین و آدنین در این ژن در افراد مختلف دیده می شد. آنهایی که دارای سیتوزین در نقطه مشخصی از سکانس ژن مزبور بودند با امتیاز بالا در پرسشنامه از نظر گرایشات مذهبی و آنهایی که دارای نوکلئوتید آدنین در همان نقطه بجای سیتوزین بودند در درجه پایین تری از سطح مذهبی بودن را نشان می دادند.

باید  به این نکته مهم تاکید کرد که به هیچ وجه نمی توان معنویت را با یک ژن مشخص مرتبط نمود.
اعتقاد به خدا و امور معنوی رفتار های بسیار پیچیده ای هستند و به هیچ وجه نمی توان و نباید دنبال یک ژن منفرد برای آنها گشت. اینگونه رفتار ها در صورت داشتن منشا وراثتی قطعا باید انتظار داشت ده ها و صدها و هزاران ژن با رفتارهای مختلف در آن درگیر باشند، زیرا به گفته دانشمندان اگر فردی ادعا نمود ژنی مسئول یک فرایند یا پدیده را پیدا کرده است باید دلایل بسیار مستند و مستقیمی از این ارتباط را ارائه دهد.

نقدهای وارده بر مقاله "ژن خدا"

VTMAT2   یعنی انتقال دهنده ،یک پروتئین است به شکل کیسه، که در غشا ی سلولهای عصبی وجود دارد و نقش کانال و دروازه عبور را برای مونوآمینها بازی میکند و چون اجازه ورود مونوآمینها را به درون سلولهای مغزی میدهد باعث میشود که فعالیت و عملکرد سلولهای مغزی براثر ورود مونوآمینها تغییر کند...این فرآیندی است که در یکی از کاربردهایش همراه با تجربیات معنوی در سیستم روان و اعصاب شخص رخ میدهد.

1-ژن VMAT2  بر روی رمزهای خود دستور ساخت رسپتورهای سطح سلول را دارد که این گیرنده ها سطح غشا پروتئینهای انتقال دهنده مونوآمینها هستند و آقای هامر بر روی ژن سازنده این گیرنده ها نام ژن خدا را نهاده است.

2-  تحقیقات بر روی دوقلوهای همسان که در محیط های مختفی بزرگ شده اند نشان میدهد که اعتقادات بطور خالص و 100%  مربوط به انتقال فرهنگ و اطلاعات هستند یعنی اعتقادات محیطی و اکتسابی هستند نه ژنتیکی و فطری.

3-  این آزمایش فقط برای یکبار انجام شده و برای اطمینان از نتیجه هر آزمایشی باید آن را چندین بار تکرار نمود

4-  جامعه آماری این آزمایش برای اعلام نتیجه ای با این عظمت بسیار کوچک است(جامعه آماری 1000 نفر)

5- این ژن در موجودات دیگری نظیر موش نیز وجود دارد آیا میتوان گفت که موش بسوی خدا گرایش دارد و اعتقادات مذهبی دارد اما در گیاهان که این ژن وجود ندارد لا مذهب هستند؟!!!

6-  آخر صحبت اینجاست که دوپامین  اصولاً فقط برای تنظیم احساسات نیست و برای تنظیم حرکات نیز  مهم  است. وقتی دوپامین برای تنظیم فعالیت ماهیچه ای اسکلتی وارد  سلول عصبی شود و این پمپ باعث انتقال دوپامین به  درون سلول عصبی میشود ؛آیا میشود چنین لقب تخیلی و بی ربطی به این کانال  پروتئینی داد ؟!! اگر دوپامین برای تنظیم احساسات هم ازطریق این پمپ وارد سلول عصبی شود ؛باز ربطی به  ((ایمان وعرفان))  ندارد  چون درمورد جانوران دیگر  هم دوپامین همین نقش را بازی میکند و از طریق  همین پمپ وارد سلول عصبی میشود. و دقت کنید ژنی که آقای هامرآن را ژن خدا نامیده ،تنها دستورالعمل ساخت  همین پمپ پروتئینی را در خود دارد